امنیت را به امتحان نگذارید
در روزهایی که نگرانی از امنیت، دغدغه مشترک خانوادههاست، برگزاری حضوری امتحانات نهایی بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت، تدبیر و پاسخگویی است. تقویم را میتوان جابهجا کرد؛ اما اگر حادثهای رخ دهد، زمان هرگز به عقب بازنمیگردد. در روزهایی که سایه نگرانی بر زندگی مردم سنگینی میکند، اصرار بر برگزاری حضوری امتحانات نهایی، […]
در روزهایی که نگرانی از امنیت، دغدغه مشترک خانوادههاست، برگزاری حضوری امتحانات نهایی بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت، تدبیر و پاسخگویی است.
تقویم را میتوان جابهجا کرد؛ اما اگر حادثهای رخ دهد، زمان هرگز به عقب بازنمیگردد.
در روزهایی که سایه نگرانی بر زندگی مردم سنگینی میکند، اصرار بر برگزاری حضوری امتحانات نهایی، بیش از آنکه نشانه نظم باشد، پرسشی بزرگ را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا در چنین شرایطی، امنیت دانشآموزان به اندازه کافی در اولویت قرار گرفته است؟
هر تصمیمی که پای میلیونها دانشآموز و خانواده را به میان میکشد، باید فراتر از یک بخشنامه باشد. چنین تصمیمی باید بر پایه ارزیابیهای دقیق، سناریوهای احتمالی و برنامههای روشن برای مدیریت شرایط بحرانی استوار باشد. مردم حق دارند بدانند این اطمینان از کجا آمده و چه تمهیداتی برای حفظ امنیت فرزندانشان در نظر گرفته شده است.
امروز، در حالی که اخبار مربوط به تنشهای نظامی و نگرانیها درباره امنیت، ذهن بسیاری از خانوادهها را به خود مشغول کرده است، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح میشود؛ آیا میتوان از مردم انتظار داشت این نگرانیها را نادیده بگیرند و فرزندان خود را با همان آرامش روزهای عادی راهی حوزههای امتحانی کنند؟
وقتی مردم با دغدغه آینده فرزندانشان روز را به شب میرسانند، نمیتوان انتظار داشت اضطراب خود را پشت درِ حوزههای امتحانی جا بگذارند. امنیت، با بخشنامه ایجاد نمیشود؛ امنیت باید احساس شود.
در روزهای بحران، وظیفه مدیریت فقط اجرای برنامهها نیست؛ گاهی بزرگترین نشانه تدبیر، توانایی بازنگری در برنامههاست. انعطاف در شرایط استثنایی، نشانه ضعف نیست؛ نشانه مسئولیتپذیری است.
امروز مسئله فقط برگزاری یک امتحان نیست؛ مسئله، اعتماد عمومی است. اعتماد خانوادههایی که فرزندانشان را راهی مدرسه میکنند و انتظار دارند نخستین دغدغه تصمیمگیران، سلامت و امنیت آنان باشد.
اگر ارزیابیهای تخصصی نشان میدهد برگزاری حضوری امتحانات کاملاً ایمن است، این ارزیابیها باید شفاف برای افکار عمومی توضیح داده شود. اگر تدابیر ویژهای برای حفظ امنیت دانشآموزان اندیشیده شده است، مردم حق دارند از آن آگاه باشند. شفافیت، لطف به مردم نیست؛ وظیفه مدیران در روزهای بحران است.
مدیریت، زمانی معنا پیدا میکند که پیش از وقوع بحران، احتمال خطر را جدی بگیرد؛ نه آنکه پس از یک حادثه، تنها به توضیح و ابراز تأسف بسنده کند.
هیچ برگه امتحانی، هیچ نمرهای و هیچ تقویم آموزشی، ارزش آن را ندارد که کوچکترین تردیدی درباره امنیت فرزندان این سرزمین نادیده گرفته شود.
امروز مردم، بیش از هر چیز، پاسخ میخواهند؛ پاسخی روشن، مستند و مسئولانه. زیرا امنیت، پیشنیاز آموزش است، نه نتیجه آن.

