احتمال میانجیگری بنسلمان در پرونده ایران و آمریکا
محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، دیروز سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ برای نخستینبار پس از هفت سال راهی واشنگتن شد. این سفر را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک سال در خاورمیانه مورد ارزیابی قرار داد. این سفر در شرایطی انجام میشود که منطقه درگیر بحرانهای چندلایه است: جنگهای فرساینده در غزه و لبنان، تنشهای فزاینده […]
محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، دیروز سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ برای نخستینبار پس از هفت سال راهی واشنگتن شد. این سفر را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک سال در خاورمیانه مورد ارزیابی قرار داد. این سفر در شرایطی انجام میشود که منطقه درگیر بحرانهای چندلایه است: جنگهای فرساینده در غزه و لبنان، تنشهای فزاینده میان ایران و اسرائیل و رقابتهای ژئوپلتیکی میان قدرتهای جهانی در خلیج فارس.
محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، دیروز سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ برای نخستینبار پس از هفت سال راهی واشنگتن شد. این سفر را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک سال در خاورمیانه مورد ارزیابی قرار داد. این سفر در شرایطی انجام میشود که منطقه درگیر بحرانهای چندلایه است: جنگهای فرساینده در غزه و لبنان، تنشهای فزاینده میان ایران و اسرائیل و رقابتهای ژئوپلتیکی میان قدرتهای جهانی در خلیج فارس. حضور بنسلمان در کاخ سفید، درست پس از سفر احمد الشرع (جولانی) به آمریکا، بهعنوان بخشی از طرح نوین خاورمیانهای ترامپ دیده میشود؛ طرحی که هدفش بازآرایی نظم منطقهای با محوریت عادیسازی روابط ریاض و تلآویو است. به گزارش «نقش جهان نیوز»، این سفر تنها به پرونده اسرائیل محدود نمیشود. ترامپ مدعی است که فروش جنگندههای اف-۳۵ به عربستان بخشی از توافقات احتمالی خواهد بود؛ موضوعی که میتواند رقابت تسلیحاتی تازهای در منطقه رقم بزند. در همین حال، پیام اخیر رئیسجمهور ایران به ولیعهد سعودی، بُعدی تازه به معادله افزوده است: آیا بنسلمان میتواند نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند؟ پاسخ به این پرسش، نهتنها آینده روابط ایران و آمریکا را تحت تأثیر قرار خواهد داد، بلکه مسیر بحرانهای خاورمیانه را نیز تغییر خواهد داد.
اهمیت محوری ایران در سفر بن سلمان به آمریکا
یکی از مهمترین ابعاد سفر ولیعهد سعودی به واشنگتن، پرونده ایران است. خبرگزاری عربستان اعلام کرد محمد بنسلمان پیامی کتبی از مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران دریافت کرده است؛ نشانهای از آنکه تهران و ریاض، علیرغم اختلافات، همچنان کانالهای ارتباطی خود را فعال نگه داشتهاند. این پیام در آستانه سفر به آمریکا اهمیت ویژهای دارد، زیرا به بنسلمان امکان میدهد در مذاکرات با ترامپ، کارت ایران را بهعنوان ابزار چانهزنی مطرح کند. اندیشکده شورای آتلانتیک در تحلیلی تأکید کرده است که مسئله ایران باید بخش اساسی دیدار بنسلمان با ترامپ باشد. پس از جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل، بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن افزایش یافته و احتمال درگیری تازه در خلیج فارس جدی است. در چنین شرایطی، ولیعهد سعودی میتواند با طرح ایدههایی چون کنسرسیوم هستهای منطقهای یا پذیرش سطح نمادینی از غنیسازی در ایران، نقش میانجی ایفا کند. این رویکرد نهتنها به کاهش تنش کمک میکند، بلکه جاهطلبیهای هستهای ریاض را نیز پیش میبرد. بنسلمان بهخوبی میداند که نادیده گرفتن ایران در مذاکرات، میتواند به منافع عربستان آسیب بزند؛ بهویژه اگر جنگ تازهای در خلیج فارس آغاز شود. در واقع، میانجیگری در پرونده ایران به نفع بنسلمان است، زیرا چند دستاورد همزمان برای او دارد: نخست، تثبیت جایگاه عربستان بهعنوان قدرت محوری خلیج فارس که قادر است میان دو دشمن دیرینه پل ارتباطی ایجاد کند؛ دوم، کسب امتیازات امنیتی و سیاسی از واشنگتن، چرا که آمریکا در شرایط فعلی به هر کانالی برای کاهش تنش با تهران نیاز دارد؛ و سوم، ارتقای وجهه بینالمللی ولیعهد سعودی بهعنوان رهبر عملگرا و مسئولیتپذیر. بنسلمان میتواند با طرح ایدههایی چون تشکیل کنسرسیوم هستهای منطقهای یا پذیرش سطح نمادینی از غنیسازی در ایران، هم به کاهش تنش کمک کند و هم جاهطلبیهای هستهای ریاض را پیش ببرد. در واقع، او با ایفای نقش میانجی نهتنها خطر کشیدهشدن عربستان به جنگی تازه در خلیج فارس را کاهش میدهد، بلکه جایگاه خود را در نظم نوین خاورمیانه تثبیت میکند. نادیده گرفتن ایران در مذاکرات، میتواند به منافع عربستان آسیب بزند؛ اما تبدیل شدن به بازیگر کلیدی در پرونده ایران، برای بنسلمان یک فرصت راهبردی است که میتواند آینده روابط سعودی ـ آمریکایی و حتی مسیر بحرانهای منطقهای را تغییر دهد.
گره خوردن اف‑۳۵ و عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل
یکی از موضوعات جنجالی طی چند روز گذشته و در آستانه سفر محمد بن سلمان به آمریکا، موضوع فروش جنگندههای پیشرفته اف 35 به عربستان بوده است. در آستانه سفر بن سلمان، ترامپ تلاش دارد عربستان را به پیمان ابراهیم بکشاند؛ پیمانی که تاکنون امارات و بحرین به آن پیوستهاند. اما ریاض تأکید دارد که بدون تضمین تشکیل کشور مستقل فلسطینی، حاضر به عادیسازی روابط با تلآویو نخواهد بود. این موضع در شرایط پس از جنگ غزه اهمیت دوچندان یافته است. بنسلمان میداند که هرگونه توافق بدون درنظر گرفتن حقوق فلسطینیها، با مخالفت شدید افکار عمومی عربی و اسلامی مواجه خواهد شد. در این میان، فروش جنگندههای اف‑۳۵ به عربستان بهعنوان یک امتیاز بزرگ مطرح شده است. این جنگنده پیشرفته تاکنون تنها در اختیار اسرائیل بوده و موافقت آمریکا با فروش آن به ریاض میتواند رقابت تسلیحاتی تازهای در منطقه رقم بزند. اسرائیل با این معامله مخالف است و کارشناسان هشدار میدهند چنین اقدامی ممکن است ایران را به سمت توسعه موشکهای پیشرفتهتر سوق دهد. از نگاه ترامپ، معامله اف‑۳۵ میتواند شرط عادیسازی روابط ریاض با تلآویو باشد؛ اما از نگاه بنسلمان، این معامله تنها زمانی معنا دارد که عربستان ضمانتهای امنیتی قویتر دریافت کند و مسئله فلسطین در توافق لحاظ شود.
بده و بستانهای خاص میان ریاض و واشنگتن
سفر محمد بنسلمان به واشنگتن تنها یک دیدار سیاسی نیست؛ بلکه صحنهای برای معاملههای چندلایه میان عربستان و آمریکا است. ولیعهد سعودی با فهرستی بلندبالا از خواستهها وارد کاخ سفید میشود و ترامپ نیز با مجموعهای از شروط و امتیازات آماده است تا این بدهبستان را به نقطهای راهبردی برساند. در صدر خواستههای ریاض، تضمینهای امنیتی و دسترسی به تسلیحات پیشرفته قرار دارد. عربستان به دنبال یک پیمان دفاعی مشابه ناتو با آمریکا است؛ توافقی که بتواند امنیت این کشور را در برابر تهدیدهای منطقهای تضمین کند. خرید جنگندههای اف‑۳۵، سامانههای دفاع هوایی و موشکی و حتی احتمال استقرار چتر حمایتی هستهای آمریکا در خاک عربستان، بخشی از این بسته امنیتی است. این خواستهها نشان میدهد ریاض به دنبال ارتقای جایگاه نظامی خود در منطقه و کاهش وابستگی به متحدان سنتی است. ولیعهد سعودی در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ به دنبال تنوعبخشی به اقتصاد فراتر از نفت است و یکی از محورهای اصلی این چشمانداز، سرمایهگذاری در حوزه فناوریهای نوین و هوش مصنوعی است. بنسلمان در واشنگتن فشار خواهد آورد تا عربستان به تراشههای پیشرفته و فناوریهای برتر دسترسی پیدا کند؛ اقدامی که میتواند این کشور را به یکی از قطبهای فناوری در منطقه بدل کند. ریاض همچنین مدتهاست به دنبال دستیابی به فناوری هستهای غیرنظامی و غنیسازی اورانیوم است. هرچند بعید است آمریکا با غنیسازی داخلی عربستان موافقت کند، ولی بنسلمان تلاش خواهد کرد حداقل یک توافق نمادین یا چتر حمایتی هستهای از واشنگتن دریافت کند. این خواسته نهتنها به جاهطلبیهای هستهای ریاض معنا میدهد، بلکه میتواند بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات منطقهای با ایران نیز استفاده شود. در حوزه انرژی، شرکت سعودی آرامکو در آستانه نهاییکردن قراردادهای بزرگ تأمین الانجی با شرکتهای آمریکایی مانند وودساید انرژی و کامنولث الانجی است. این قراردادها میتواند جایگاه عربستان را در بازار جهانی گاز طبیعی تقویت کند؛ بهویژه در ایالات متحده، جایی که ظرفیت تولید الانجی طی چهار سال آینده تقریباً دو برابر خواهد شد. ورود آرامکو به این بازار، بخشی از استراتژی ریاض برای تبدیلشدن به بازیگر جدی در عرصه انرژی جهانی است. سرمایهگذاری عربستان در آمریکا نیز قابل توجه است، اما تعیین سطح دقیق آن دشوار است. برآوردهای وزارت خزانهداری آمریکا رقم سرمایهگذاری سعودیها را حدود ۳۵۰ میلیارد دلار اعلام کرده، در حالی که برخی تخمینها این رقم را تا ۴۹۰ میلیارد دلار میدانند. این سرمایهگذاریها عمدتاً در سهام و پروژههای زیرساختی انجام میشود و نشاندهنده آن است که ریاض به دنبال تثبیت روابط اقتصادی بلندمدت با واشنگتن است. در مجموع، بدهبستانهای واشنگتن و ریاض نشان میدهد که این سفر صرفاً یک دیدار تشریفاتی نیست؛ بلکه صحنهای برای تعریف دوباره روابط راهبردی دو کشور است. بنسلمان به دنبال تضمینهای امنیتی، فناوریهای پیشرفته و جایگاه در بازار جهانی انرژی است؛ در مقابل، ترامپ تلاش دارد عربستان را به پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل بکشاند. این بدهبستانها اگر به نتیجه برسند، میتوانند تحولات سیاسی، امنیتی و اقتصادی گستردهای در منطقه رقم بزنند؛ تحولی که نهتنها آینده عربستان، بلکه مسیر بحرانهای خاورمیانه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

